مذاکره، بزرگترین سلاح آمریکا

مذاکره، بزرگترین سلاح آمریکا

باور کنید یا نه، بزرگترین سلاح آمریکا نه آن اف‌۳۵ به اصلاح رادارگریز است که خلبان‌هایش گاهی دکمه‌ی اجکت را با ترس و لرز فشار می دهند، نه ناوهای هواپیمابر گران‌قیمتی که با یک موشک نیازمند برگشت روی چاله سرویس تعمیرات می شوند!، نه بمب‌های اتمی هولناک، نه موشک‌های کروز و نه حتی آن دکمه‌ی افسانه‌ای که قرار بود با یک فشار، همه‌ی قدرت نظامی ایران را خاموش کند. نه، عزیزان. آن دکمه هنوز هم توی انبارهای پنتاگون زنگ می‌خورد!!!

بزرگترین سلاح آمریکا خیلی ساده‌تر، خیلی خبیثانه‌تر، و خیلی جلوی چشم‌تر است: مذاکره.

با مذاکره‌اند که دست دلسوزانِ واقعی کشور را می‌بندند. با مذاکره، وقت می‌خرند برای جابجایی بمب‌هایشان. با مذاکره، فریب می‌دهند و آنقدر حرفِ «اعتمادسازی» می‌زنند تا شما مشغول کپی‌برداری از صورت‌جلسه‌ها بشوید. با مذاکره، همان میزی که رویش چای و کلوچه می‌چینند را تبدیل به جایگاهی برای ترورِ فرماندهان و اقتصاد شما می‌کنند. و در نهایت، با مذاکره، عادی‌سازی می‌کنند. عادی‌سازیِ ذلت، عادی‌سازیِ عقب‌نشینی، عادی‌سازیِ «ما چاره‌ای جز تحریم‌زدگی نداریم».


حالا ببینیم غربگرایان و کاسبان مذاکره چه می‌کنند؟

آنها – با همان لبخندهای رسمیِ دوستانه و دست‌های لرزانِ مشتاق به امضای هر کاغذی – مدام می‌گویند: «مذاکره نکنیم چه کنیم؟». راستی؟ راه جز تحقیر هم نیست؟ راه جز خرید زمان برای دشمن هم نیست؟

شما که در اتاق‌های شیشه‌ای نشسته‌اید و با هر تیم مذاکره‌کننده‌ی غربی عکس یادگاری می‌اندازید، یک سؤال: تا حالا شده یک بار به این نتیجه برسید که «آمریکا با مذاکره قاتلِ فرمانده‌مان شد»؟ نه، چون شما مشغول اصلاح‌طلبیِ از سرِ خوشی‌اید؛ همان اصلاح‌طلبی که شعارش «تعامل با جهان» است، اما مصداقش «تسلیم در برابر قلدر» از آب درآمده.

شما دلدادگانِ مذاکره، با آن قلم فرسایی‌های انسانی و اخلاقی‌تان، یادتان رفته که سر یک میز، می‌شود همزمان هم مذاکره کرد، هم ترور شد؟ یا فکر می‌کنید برجامِ دوم، سوم و چهارم باعث می‌شود که آمریکا با ملاحظه‌ی پروتکل‌های اخلاقی، موشک‌هایش را زمین بگذارد؟

شما خیال می‌کنید که مردم نمی‌فهمند که همان یانکی‌هایی که بر سر میز مذاکره با شما می‌گویند و می‌خندد ، همان وحشی‌هایی هستند که حتی دارو و غذا را برای مردم ایران تحریم و محاصره می‌کنند و تهدید به زدن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی یک ملت می‌کنند؟ همان‌هایی که طعم زندگی را در دهان مردم ایران تلخ کرده‌اند؟


برای آنهایی که هنوز نفهمیده‌اند:

راستیِ تلخ این است که شما یا این حقیقت را می‌پذیری که مذاکره با این دشمن، نه راه فرار، که خودِ دام است؛ و بعد با چشمان باز می‌جنگی. یا نمی‌پذیری و همان اول قشنگ گول می‌خوری – با کلی ژستِ عقلانی و دیپلماتیک – و بعد تازه می‌فهمی باید بجنگی، اما این بار با دست‌هایی بسته‌تر، خزانه‌ای خالی‌تر و آبرویی رفته‌تر.

پس دستِ کاسبان مذاکره درد نکند؛ آنها دارند به آمریکا کمک می‌کنند به هدفش برسد: غلبه بدون شلیک یک گلوله. آفرین بر این استراتژی! راستی شما در تیم مذاکره‌کننده‌ی آمریکا استخدام نیستید، نه؟ خیلی کاربلدید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا