منتهیالیه آریایی بازی! / یک خاطرهبازی با استاد گودرزی که خیلی هم اشتباهی نبود!
🔻 میناب، لامرد، بندرعباس و منتهاالیه آریایی بازیها
✅ یک خاطرهبازی با استاد گودرزی که خیلی هم اشتباهی نبود!
🖌️صادق فرامرزی
🔸یکسال پیش و در گرمای تابستانش بود که چند هفتهای با پدیده «شهرام گودرزی» آشنا شدیم؛ مجسمهسازی که تصمیم داشت کاری شبیه به پیادهروی اربعین انجام بدهد اما به مقصد پاسارگاد و مقبره کوروش… استاد به یکباره به شهرت رسید و مردمی نه چندان پرشمار خود را به او میرساندند تا قبل از رسیدن به مقصد از انبان معرفتش توشهای برگیرند. گودرزی چند جمله ثابت داشت و جملگی را ابتدا یکبار در دهان کوروش کبیر میگذاشت و بعد متبرک به نام او به خورد خلقالله میداد… اینکه دینش انسانیت است، راه در جهان یکیست و آن هم راستیست و چندتا جمله دیگر! استاد بداقبال بعد از چند هفتهای قرار گرفتن در جایگاه یک یاغی قهرمان که جای عربپرستی با پای پیاده به سمت آرامگاه کوروش آریایی میرود، عجیب تبدیل به یک میم مجازی شد و چند ماهی خلقالله به مونتاژهایش خندیدند و رفت کنار پیرمرد بازار رشت و کودک کچلیکی و… آها راستی این را هم بگویم که شروع شهرتش با طراحی یک مجسمه از کوروش بود که به نصب نشدنش در میادین شهر معترض بود. حالا کوروش مجسمه او بیش از همه به یک سرباز رومی شباهت داشت و یادآور فیلم ۳۰۰ بود و با اغماض سه الی چهار درصدی شباهت به یک انسان شرقی داشت ولی به شخص کوروش، زیر دوونیم درصد!
🔹من استاد گودرزی را اما مورد مهمی میدانم. او جدیترین نسخه «ایرانگرایی منهای اسلام» یا درستترش «ایرانگرایی اسلامستیز» بود که عرضه شد. باقی نسخهها عموما در انتزاع ماندهاند اما سر و شکل که بگیرند بعید است به کاملی او برسند… شوونیسم پرسروصدایی ایرانگرایی(لفظ ملیگرایی بر آن ایرادات جدی دارد) نسخهای جز این نداشته و ندارد. تجربه ۲نبرد میهنی در این یکسال نشان داد که «ایرانگرایی» شوونیستی نه تنها دفاعی از میهن نمیکند که شیفته هر بیگانهای است که تنها ضداسلام باشد!
🔸اما فراتر از اینها گودرزی چند خصلت مهم داشت:
1⃣ تماما تقلید بود از کسانی که میخواست علیهشان باشد؛ الگوی پیادهروی به سمت یک مقبره چیزی جز این نبود که ایرانگرایی اسلامستیز نهایتا مقلد آیینهای مسلمین(و در ایران بخصوص شیعیان) است.
2⃣ جز چند عبارت مفت، روایتی نداشت؛ اینکه قرار است خدایی که اعراب میپرستند را نپرستیم و جایش راهِ «راستی» را برویم. اینکه این راستی چیست و تعریفش از خیر چگونه است و چه نسخهای برای زیستن ما دارد و… پاسخی ندارد. همانقدر سست که این جمله در هیچ متنی به زبان کوروش هم نیامده… آیینی که فضیلتش در نژاد مومنانش است در مقابل آیینی که ابتدا نژاد مومنانش را بیاهمیت میشمرد!
3⃣ بازگشت به خویشتنشان نفی خویشتن است، مثل چهره اروپایی کوروش در مجسه. یعنی منتهاالیه هرچه از ایران و ایرانگرایی میگویند با خود ایران بیگانه است. تخیل مقلدی که آنقدر در نفرت از عرب و افغان و ترک و… پیش میرود که فرض میگیرد گونهای است اروپایی و در تیم سفیدپوستها. طبیعی است به جبر فلاکت خاورمیانه فحش میدهد اما به استعمارگرانی که خاورمیانه را با جغرافیای جنگی بنا کردند حس بردگی دارد.
🔹من فکر نمیکنم او آدم بدی بوده باشد(مهم هم نیست که من شخصا چه فکر میکنم و او اساسا از نظر فردی چگونه بوده است)… گودرزی با همه شقایقبازیهای گفتاری و رفتاریاش یک نشانه بود از اینکه ادبیات پرسروصدا و طلبکار در یک جامعه چقدر میتواند ترکیب مضحکی بسازد. او بارِ یک لغزش کلامی را نمایندگی میکرد که بدیلهایش کمتر خود را چنین نمایان میسازد.
🔸باستانگرایی وقتی بخواهد پیوست فرهنگی و تمدنی یک تاریخ را قطع کند به همین نسخه میرسد. یک درفش کاویانی به دست میگیرد و با رعایت ادب آن را زیر پرچم اسراییل نصب میکند و «جانم فدای ایران»گو دنبال ضحاک صهیونی میافتد که کشورم را بمباران کن. مدعی است که ارتجاع سرخ و سیاه یکی جهانوطن است و دیگری امتگرا و او تنها ایرانگرای این وضع است که رسالت آریاییاش ایجاب میکند روی خون کودکان میناب برقصد.
🔹گودرزی جایی در بیابانهای ایران و در جایگاه یک کمدینِ مصرفشده گم شد. فکر میکنم نیت بدی هم از اجرای کمدیاش نداشت اما بهتر از همه مشت پُر از تهی تمام نسخههای ایرانگرایی را نشان داد که اجراهای ضعیفترش را دیاسپورای آریایی در کف خیابانهای مونیخ و لسآنجلس هنوز اجرا میکند.
🔺دیدید همه آنها که یک عمر میگفتند ما به جای غزه و لبنان فدایی ایرانیم، نهایتا نسخهشان بمباران ایران مثل غزه بود؟
🔺دیدید منادیان دین انسانیت، قاتلان کودکان را ستایش کردند؟
🔺دیدید راستگرایان چگونه نشان دادند که راه در جهان یکیست و آن راه یک راست به اشغال ایران و تجزیه ایران میرسد؟
❓که مقابل تمام اینها ایستاد؟ همانها که همیشه متهم بودند ایران اولویتشان نیست و جهان را ایدئولوژیک میبینند و از پیام والای انسانیت به دورند!
⬜ یاد مجسمه محیرالعقول کوروش بخیر؛ چیزی بودند/ هستند(و نگذاریم چندان باشند) همانقدر قناس و بزرگ و بیمعنا. مظلوم کوروش!
🖌️صادق فرامرزی