بیخاصیتترین تفاهم تاریخ ایران!
سرابی به نام صلح
جنگ ۴۰ روزه رمضان که با حملهی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در دهم رمضان ۱۴۴۷ (۹ اسفند ۱۴۰۴) با شهادت هزاران ایران و رهبر معظم انقلاب آغاز شد، سرانجام در سحرگاه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ با امضای «یادداشت تفاهم اسلامآباد» توسط دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان پایان یافت. اما آیا این تفاهم، پایان مصیبتها بود یا سرآغاز فاجعهای بزرگتر؟ تجربهی تلخ تاریخی نشان داده است که هرگاه ایران بر سر سفرهی مذاکره با دشمنی بنشیند که جز فریب و نیرنگ چیزی نمیفهمد، جز تحقیر و خسارت دستاوردی نداشته است. تفاهم بیخاصیت پزشکیان با ترامپ، نه تنها گرهی از مشکلات نگشود، بلکه به ابزاری برای کاهش فشار از روی دشمن تبدیل شد و ملت ایران را در برابر دوربینهای دنیا، درمانده و سرافکنده نشان داد.
امضایی که عاقبتش آتش شد!
یادداشت تفاهم اسلامآباد که بهصورت دیجیتال و غیرحضوری توسط پزشکیان و ترامپ امضا شد، نخستین سند رسمی میان تهران و واشنگتن پس از پایان درگیریها محسوب میشد. اما آنچه به عنوان «تفاهم» خوانده شد، در عمل نه تنها هیچکدام از وعدههای کلیدی را محقق نکرد، بلکه به صحنهای برای تمسخر و تحقیر ملت ایران تبدیل گردید.
بررسی دقیق بندهای ادعایی تفاهمنامه، نشان میدهد که هیچیک از وعدههای کلیدی محقق نشد: وعدهی آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار داراییهای مسدودشده همچنان در هالهای از ابهام باقی ماند؛ محاصرهی دریایی که باید برطرف میشد، تنها به «اجازهی عبور» برای کشتیهای ایرانی تقلیل یافت؛ و شرمآورتر از همه، مدیریت تنگه هرمز – این آبراهی حیاتی – به «تصمیم عمان» گره خورد.
واقعیت تلخ آن است که چند ماه پس از این تفاهم، نه تنها هیچکدام از شروط تعهد داده شده توسط پزشکیان محقق نشد، بلکه آمریکا با نقض بندهای تفاهم از روز اول نشان داد تعهدی به آن ندارد و دست آخر هم با اعلام رسمی پایان این تفاهم توسط ترامپ، به ایران حمله کرد. ترامپ لفظی، عملی و ساختاری از تفاهم خارج شد – او در ترکیه بهصراحت اعلام کرد که تفاهمنامه مرده و پایان یافته است، حملات به ایران را تشدید کرد، تحریمها را مجدد اعمال نمود و محاصره را دوباره برقرار ساخت – اما پزشکیان که مسئولیت اصلی اجرایی شدن تفاهمنامه و احقاق حقوق ملت را بر عهده دارد، هیچ موضعی مبنی بر پایان تفاهمنامه یا خروج از آن اتخاذ نکرد و همچنان به اجرای نسخهی منقضیشده اصرار دارد.

بازیگران این تفاهم بی خاصیت
یکی از تلخترین ابعاد این ماجرا، نقشآفرینی چهرههای شاخصی است که هر کدام به نحوی پشت این تفاهم بیخاصیت ایستادند. مسعود پزشکیان خود اذعان کرده است که از آقای قالیباف خواهش کردند مسئول تیم مذاکرهکننده شود و ایشان نیز پذیرفتند. قرار بود تفاهمنامه توسط جی.دی. ونس، معاون ترامپ، و محمدباقر قالیباف امضا شود، اما بعداً تصمیم گرفته شد که خود ترامپ امضا کند تا توافق از اعتبار و استحکام بیشتری برخوردار باشد! این تصمیمگیریِ سادهلوحانه نشان میدهد که تیم مذاکرهکننده تا چه اندازه در تلهی دشمن افتاده بود.
اما قالیباف تنها نبود. «جبههی تفاهم و وفاق» پزشکیان، قالیباف ، ظریف ، خاتمی و روحانی در برابر «رهبری و جبههی عاقلهی نظام» صفآرایی کردند. خاتمی که همواره نماد وادادگی، خیانت و رویکرد تعامل با غرب بوده، و روحانی و ظریف که با فاجعه 8 ساله دولت تدبیر و امید، تجربهی تلخ و خیانت بار برجام و مکانیسم ماشه و گرانی و تورم نجومی را از سر گذرانده بود، هر کدام به نحوی زمینهساز این تفاهم شدند. همتی نیز به عنوان رئیس بانک مرکزی با گرانی عمدی دلار، نقشی کلیدی در توجیه اقتصادی این تفاهم ایفا کرد. اما نتیجه چه شد؟ قالیباف و پزشکیان در تلهی مذاکرهی دشمن افتادند و تفاهمنامهای که با اصرار و تعهد شخصیِ پزشکیان کلید خورد، اکنون با نقض آشکارِ آن از سوی ترامپ و توهینهای زنندهاش به ملت ایران، به یک «آزمون بزرگ تاریخی» برای رئیسجمهور بدل شده است.
کاهش قیمت نفت و فرار ترامپ از بحران اقتصادی
یکی از مصیبتهای بزرگ پس از این تفاهم، کاهش شدید قیمت نفت بود. ترامپ که در داخل آمریکا با بحران اقتصادی، گرانی و تورم دست و پنجه نرم میکرد، با امضای این تفاهم توانست قیمت نفت را کاهش دهد و بدین ترتیب، نفسهای تازهای به اقتصاد بیمار خود بدمد. درست همانگونه که در توییتی اشاره شد، «با نفت ۷۵ دلاری به جای صد دلاری، بیخاصیت میشه. درعوض گلوی آمریکا رها میشه و بهش تنفس مصنوعی داده میشه».
اما در مقابل، اقتصاد ایران که پس از جنگ ۴۰ روزه نیازمند بازسازی و تأمین منابع مالی بود، با کاهش قیمت نفت، کاهش فروش نفت و محاصرهی دریایی، ضربهای مهلک دریافت کرد. با دست فرمان کارشناسان نفوذی دولت پزشکیان و همتی ، ترمز قیمتها در داخل بریده شد، دلار اوج گرفت و تورم افسارگسیخته، معیشت مردم را به کام نابودی کشاند. این در حالی است که پزشکیان در مصاحبهها و سخنرانیهای رسمی، با تکرارِ «نمیتوانم» و «مشکلات غیرقابلحل»، نه تنها میدانِ امید را بر مردم تنگ کرده، که سیگنالِ درماندگی را به دشمن ارسال داشته است.

از خوشبینیِ واهی تا انفعالِ تاریخی
آقای پزشکیان! ملتی که ۴۰ روز در برابر یکی از مجهزترین ارتشهای جهان ایستادگی کرد، شایستهی تدبیری بهتر از این خوشبینیهای واهی و تفاهمنامههای بیخاصیت بود. رهبر معظم انقلاب که «علیالاصول نظر دیگری داشتند»، با تعهد شما مبنی بر حفظ حقوق ملت ایران، اجازهی امضای این تفاهم را صادر کردند. اما شما در عمل، نتوانستید حتی یک تعهد از تعهدات خود را محقق سازید.
ترامپ روزی ۲۰ بار میگوید تفاهمنامه تمام شده است، اما وفاقی ها کوتاه نمیآیند و میگویند ما در تفاهمنامه میمانیم. همین یک نشانه است از اینکه تفاهمنامه به نفع چه کسی سنگینی میکرد. دولت شما در موضوع تفاهم، باید تجربهی برجام را ملاحظه میکرد؛ در زمان برجام، با خیانت ظریف، با وجود آنکه هیچیک از تعهدات عملی نشد و درنهایت آمریکا از آن خارج شد، ایران کماکان تا آخرین روز تاریخ انقضای برجام، در آن باقی ماند و خسارتهای بیشماری را متحمل شد. و اکنون، تاریخ در حال تکرار است؛ تفاهمنامهای افتضاحتر و خسارتبارتر از برجام.
همهی مصیبتها بعد از تفاهم و آتشبس تضمینشدهی پزشکیان شکل گرفت: محاصرهی دریایی، کاهش فروش نفت، کاهش قیمت نفت، ترمز بریدن قیمتها در داخل، وقیح شدن بیشتر ترامپ، هک بانکها، توهین و گرسنگه نشان دادن ملت ایران، پیشنهاد خرید یونجه از آمریکا و حملات شبانه به جنوب ایران – همراه با آرامش مسئولان در خواب شبانه. آیا این همان تفاهمی بود که به عنوان پیروزی دیپلماتیک به ملت معرفی کردید؟

عبرتی که تکرار شد
تفاهم بیخاصیت پزشکیان و ترامپ، نه تنها بهانه را برای تداوم فشارهای آمریکا فراهم کرد، بلکه فرصتی تاریخی برای کاهش فشار از روی دشمن و افزایش فشار بر ملت ایران شد. یعنی به زبان ساده، ایران که به مدد مردم و جوانان و نیروهای مسلحش توانسته بود در برابر آمریکا و اسرائیل و ناتو مقاومت جانانه کند و بازی را حداقل در نیمه اول ببرد با خیانت مذاکره و تفاهم در حال باختن بازی است. ترامپ از این تفاهم به عنوان اهرمی برای فرار از بحران اقتصادی داخلی خود استفاده کرد، در حالی که اقتصاد ایران در پی کاهش قیمت نفت و تشدید تحریمها، به کام رکود و تورم فرو رفت.
اکنون که ترامپ با صراحت اعلام میکند «آتشبس برای من تمام شده است» و «ایرانیها بیکفایت و دیوانهاند»، باید از تیم مذاکرهکننده پرسید: نتیجهی این همه عقبنشینی و تفاهمنامههای بیخاصیت چه بود؟
آقای پزشکیان! ملت ایران از شما انتظار دارد که به جای اصرار بر تفاهمنامه بیخاصیتی که توسط طرف مقابل پاره شده است، مسیر خود را اصلاح کنید. وگرنه، تاریخ بار دیگر قضاوت خواهد کرد که چگونه یک تفاهم بیخاصیت، میتوانست فاجعهای به مراتب بزرگتر از جنگ را بر سر ملت ایران بیاورد. تفاهمی که به تعبیر کارشناسان، «کاغذپارهای» بیش نبود و نباید آن را سند افتخار خواند.