یمن حریف نداره، چون که ظریف نداره!

خبری که خواب را از چشم سازشکاران پراند

خبر که رسید، خیلی‌ها ماتشان برد. نه از شنیدن پیروزی یمن، بلکه از این که چگونه یک ملت با دست خالی، با دمپایی، با ایمان و با مقاومت، توانست ابرقدرت‌های پوشالی را به زانو درآورد. گزارش‌های میدانی از پیشروی برق‌آسای نیروهای یمنی در سواحل غربی، آزادسازی شهرهای راهبردی، تسلط بر تنگه حیاتی باب‌المندب و تسلیم سه تیپ کامل از ارتش سعودی و مزدورانش حکایت دارد. این پیروزی، نه یک اتفاق ساده، بلکه زلزله‌ای در معادلات قدرت منطقه است.

اما اینجا، در ایران، عده‌ای هنوز در خواب برجام و تفاهم اسلام‌آباد غلت می‌زنند. همان‌هایی که سال‌هاست «مذاکره» را به جای «مقاومت»، «سازش» را به جای «ایستادگی» و «لبخند به دشمن» را به جای «سیلی به استکبار» تجویز می‌کنند. یمن درس داد؛ آیا این جماعت می‌شنوند؟


یمن چگونه بر باب‌المندب مسلط شد؟

نیروهای مسلح یمن طی چند روز، بیش از ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی ساحلی را آزاد کردند. شهرهای مهمی چون موخا، زوباب و جزیره راهبردی پریم به کنترل انصارالله درآمد. جزایر حنیش و بندر موخا نیز به تصرف یمنی‌ها درآمد و عملاً کنترل کامل بر تنگه باب‌المندب تثبیت شد.

باب‌المندب فقط یک تنگه نیست؛ شاهرگ حیاتی تجارت جهانی، مسیر ترانزیت انرژی و نقطه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند است. تسلط بر این نقطه، یمن را از یک نیروی منطقه‌ای به بازیگری تأثیرگذار بر امنیت کشتیرانی بین‌المللی تبدیل کرده است. این یعنی یک مشت مقاومت، توانست معادلات قدرت را در یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های جهان تغییر دهد.


راز پیروزی یمن: مقاومت، نه مذاکره

۱. وحدت فرماندهی و انسجام

ائتلاف سعودی از چهار گروه مسلح متخاصم تشکیل شده بود که هر کدام ساز خود را می‌زدند. در مقابل، انصارالله از یک فرماندهی متمرکز، منسجم و مطیع میدان برخوردار بود. دشمنان یمن خود اعتراف کرده‌اند که «این پیروزی‌ها اتفاقی و گذرا نبوده است» و ناشی از «فروپاشی جبهه سعودی» به دلیل «شکاف‌های گسترده و مزمن میان طرف‌های واگرا در این ائتلاف» بوده است.

۲. ایمان، انگیزه و روحیه مقاومت

سربازان یمنی که به «ارتش دمپایی‌پوش» معروف شده‌اند، از روحیه‌ای بالا و انگیزه‌ای ریشه‌دار در ایمان و اعتقاد برخوردارند. در مقابل، نیروهای وابسته به سعودی تنها برای دریافت حقوق می‌جنگیدند و بسیاری از آن‌ها «سربازان شبح» بودند که فقط نامشان در لیست حقوق‌بگیران وجود داشت و در میدان نبرد حضور نداشتند. یک مقام انصارالله تأکید کرده که «رنج مردم یمن، انگیزه نیروهای مسلح را بیشتر کرده بود» و این پیروزی «ثمره سال‌ها ایستادگی در سخت‌ترین میدان‌ها» است.

۳. حمایت مردمی و توکل بر خدا

نصرالدین عامر، از مسئولان جنبش انصارالله، در تحلیل این پیروزی گفته است: «ما به خاطر اینکه همواره بر خداوند توکل می‌کنیم، معتقدیم پیروزی فقط از سوی خداست. پیروزی آسان نبود، ما درباره هفت تیپ دشمن با امکانات و تجهیزات پیشرفته صحبت می‌کنیم، اما نیروهای مسلح یمن به خدا توکل داشتند و به او ایمان داشتند.»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که سازشکاران از آن بی‌بهره‌اند. آن‌ها به جای توکل بر خدا، به میز مذاکره توکل کرده‌اند. به جای ایمان به ملت، به لبخند آمریکا دل بسته‌اند.


اما در ایران داستان برعکس اشت!

برجام؛ بلای خانمان‌سوز

جریان اصلاحات ایران با شخصیت‌هایی چون محمدجواد ظریف، حسن روحانی و محمد خاتمی، سال‌ها این توهم را ترویج کردند که تنها راه حل مشکلات، مذاکره با آمریکا و توافق با غرب است. ظریف حتی در یادداشت‌های اخیر خود، «سازشکاری» را نه تنها امری منفی ندانسته، بلکه آن را «دستیابی به نقطه اشتراک و توازن برای حرکت به‌سوی آرمان‌ها» معرفی کرده است.

اما نتیجه این سیاست چه بود؟ برجام نه تنها تحریم‌ها را به طور کامل لغو نکرد، بلکه ایران را در یک بازی فرسایشی گرفتار کرد که در آن، طرف مقابل هر روز شرط جدیدی می‌گذاشت. خود ظریف اعتراف کرده که با مذاکره، «استراتژی ایران را از مقاومت به سازش تغییر داده بود» و این «انحراف» بوده است. آری، این همان اعتراف تلخ است: برجام، دروغ بزرگ غربگرایان ایران بود که به بهای جنگ و خونریزی و سال ها تحریم به مردم ایران فروختند.

تفاهم اسلام‌آباد؛ جنگ برده، کشور باخته

نمونه اخیر این رویکرد، «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» است که برخی آن را «سند پیروزی ایران» می‌نامند، در حالی که واقعیت آن است که این تفاهم‌نامه، نتیجه مقاومتدلیرانه در یک جنگ تحمیلی بود که در آن، آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف «فروپاشی جمهوری اسلامی، سلب قدرت تصمیم‌گیری از ایران و تحمیل شروط هسته‌ای و منطقه‌ای» وارد شدند.

منتقدان این تفاهم‌نامه به درستی می‌گویند که هدف آمریکا از این توافق، «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران بود و اگر این توافق به نتیجه برسد، می‌تواند به «باخت کشور» منجر شود، همان‌گونه که جریان اصلاحات در ماجرای برجام، کشور را درگیر «توافقی خسارت‌بار» کرد. اما این تفاهم همان «برجام 2» بود و حتی خسارت بارتر! تفاهمی که قرار است برد ایران در جنگ را که به بهای خون بهترین و پاکترین مردم و جوانان این کشور به دست آمده است به باخت سنگین تبدیل کند

پزشکیان و تکرار خطای گذشته

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در اظهارات اخیر خود درباره مذاکره با آمریکا گفته است: «فعلاً نمی‌توانیم مستقیم و بدون پیش‌شرط با ترامپ مذاکره کنیم، چون رهبر ما را کشته‌اند.» اما همین اظهارات نشان می‌دهد که حتی در شرایطی که آمریکا دست به ترور رهبر ایران زده و به زیرساخت‌های کشور حمله کرده، هنوز در برخی محافل سیاسی، مذاکره به عنوان یک گزینه روی میز است.

پزشکیان در واکنش به منتقدان تفاهم‌نامه، آن‌ها را به «ناآگاهی از جزئیات» متهم کرده و گفته است که «هرچه به آنان بگویی نمی‌شنوند.» این دقیقاً همان منطقی است که جریان سازشکار در دوران برجام به کار می‌برد: سرکوب منتقدان با برچسب «ناآگاهی» و ادامه مسیر سازش تا رسیدن به «توافقی خسارت‌بار».


یمن درس داد؛ آیا ما می‌شنویم؟

یمن ثابت کرد که مقاومت جواب می‌دهد. ثابت کرد که می‌توان با دست خالی، اما با ایمان و وحدت، در برابر ابرقدرت‌ها ایستاد. ثابت کرد که باب‌المندب را با مذاکره نمی‌توان گرفت؛ با موشک، با اراده و با ایستادگی می‌توان گرفت.

در مقابل، جریان سازشکار و غرب‌گرا در ایران، با ترویج توهم مذاکره و توافق با آمریکا، نه تنها به مقاومت ملت‌های مظلوم خیانت کرده، بلکه کشور خود را نیز در مسیر «باخت» قرار داده است. برجام، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و سایر توافقات مشابه، نمونه‌های روشنی از سیاستی هستند که «جنگ برده» را به «باخت کشور» تبدیل می‌کنند.

آقایان! خواب خرگوشی بس است. یمنی‌ها با دمپایی، سعودی‌ها را فراری دادند. پس چرا شما دستاوردهای رزمندگان سلحشور کشور را بر روی میز مذاکره حراج کردید؟


نتیجه‌گیری

پیروزی‌های اخیر یمن، نه تنها یک موفقیت نظامی برای ملت مظلوم یمن است، بلکه درسی بزرگ برای تمام آزادی‌خواهان جهان و به‌ویژه برای ملت ایران دارد. یمنی‌ها ثابت کردند که با ایمان، وحدت، مقاومت و خودباوری، می‌توان در برابر ابرقدرت‌ها و مزدوران‌شان و تمام تجهیزاتشان ایستاد و پیروز شد.

در مقابل، جریان سازشکار و غرب‌گرا در ایران، با ترویج توهم مذاکره و توافق با آمریکا، نه تنها به مقاومت ملت‌های مظلوم خیانت کرده، بلکه کشور خود را نیز در مسیر «باخت» قرار داده است. برجام، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و سایر توافقات مشابه، نمونه‌های روشنی از سیاستی هستند که «جنگ برده» را به «باخت کشور» تبدیل می‌کنند.

مقاومت جواب می‌دهد — این درسی است که یمن به همه آزادی‌خواهان و مردم جهان داده است. حالا نوبت شماست که بخوانید و بفهمید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا