از اهرم تا تراشه؛ چرا ایران ابزارهایش را می‌فروشد؟

🔴 از اهرم تا تراشه؛ چرا ایران ابزارهایش را می‌فروشد؟

ابزارهای استراتژیک ایران — موشک نقطه‌زن، اورانیوم ۶۰ درصد، تنگه هرمز، شبکه نیابتی، و موقعیت ژئوپلیتیک — واقعی هستند و جنگ اخیر اعتبار آن‌ها را تأیید کرد. اما ابرقدرت شدن نیازمند یک پیش‌نیاز بنیادین است که ایران هنوز آن را ندارد: اجماع داخلی در استفاده از این ابزارها.

ابزاری که نیمی از نخبگان داخلی حاضرند آن را در اولین دور مذاکره بفروشند، ابزار ابرقدرت‌ساز نیست — تراشه چانه‌زنی است. شواهد این آسیب‌پذیری در رفتار مشاهده می‌شود: پیش‌شرط‌هایی که در اوج برتری نظامی اعلام و بدون تحقق کنار گذاشته شدند، بیانیه‌هایی که مصوبات شورای عالی امنیت ملی را ناقص اعلام کردند، و مذاکراتی که بدون اجرای پیش‌شرط‌ها آغاز شدند.

هر یک از این‌ها به تنهایی یک اشتباه تاکتیکی است — اما در کنار هم، یک الگوی ساختاری را آشکار می‌کنند.

مهم‌تر از همه، باید پرسید بازگشت ایران به میز مذاکره در این شرایط به نفع کیست؟ پاسخ روشن است: به نفع آمریکا. توافق در این لحظه یعنی تأیید اینکه محاصره دریایی، تهدید نظامی، و حذف فیزیکی رهبران جواب می‌دهد — و این دعوتنامه‌ای برای تکرار است.

توییت امروز ترامپ — «آنهایی را که خواهان توافق نیستند بکشیم» — اعلام رسمی همین استراتژی است. آمریکا دریافته که میدان اصلی جنگ نه تنگه هرمز است، نه آسمان ایران — بلکه شکاف داخلی ایران است. این همان «wedge strategy» است: گوه زدن میان جناح‌های داخلی حریف تا تصمیم‌گیری او را از بیرون مهندسی کنی.

قوی‌ترین ابزار آمریکا علیه ایران نه بمب است، نه تحریم — بلکه جریانی در داخل ایران است که ناخواسته آستانه تحمل را لو می‌دهد و ابزارهای بازدارنده را پیش از مصرف مستهلک می‌کند. پیش‌نیاز ابرقدرت شدن، پیش از هر موشک و تنگه‌ای، اجماع استراتژیک داخلی است. بدون آن، هر ابزاری که بسازیم، نیمی از آن را خودمان خواهیم فروخت.

مصطفی ظاهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا