تفاهمنامه ای خسارتبارتر و افتضاحتر از برجام!
ترامپ آتشبس را پاره کرد و ایران را سرطان خواند. تفاهمنامه دولت پزشکیان و قالیباف چه دستاوردی داشت؟ چرا مدیریت تنگه هرمز به عمان واگذار شد؟
طعم تلخ فریب در کام دیپلماسی
بار دیگر تاریخ تکرار شد؛ آنگاه که دشمنی که خود باب مذاکره را گشود و با چهرهای خندان بر سفره تفاهم نشست، پیش از آنکه گرد و غبار «آتشبس» از آسمان منطقه بنشیند، با گستاخی تمام، آن را پاره کرد و برادران خونی شهیدان جبهه مقاومت را با واژگانی زشت و بیسابقه، «دیوانه» و «سرطان» خطاب کرد. این صحنهای آشناست؛ صحنهای که در آن پزشکیان و تیم مذاکرهکننده، با تکیه بر خوشبینیهای واهی، ملت ایران را در برابر دوربینهای دنیا، درمانده و سرافکنده نشان دادند. اکنون که ترامپ با صراحت اعلام میکند «آتشبس برای من تمام شده است» و «ایرانیها بیکفایت و دیوانهاند»، باید از تیم مذاکرهکننده پرسید: نتیجه این همه عقبنشینی و تفاهمنامههای بیخاصیت چه بود؟
بیشتر بخوانید: نتیجه چند دهه مذاکره با آمریکا؛ تقریبا هیچ!
بندهای نقضشده و تفاهمی که هرگز رنگ واقعیت ندید
واقعیت تلخ آن است که آنچه «تفاهم» خوانده شد، نه تنها گرهای از مشکلات ملت ایران نگشود، بلکه به ابزاری برای کاهش فشار از روی دشمن تبدیل شد. بررسی دقیق بندهای ادعایی تفاهمنامه، نشان میدهد که هیچیک از وعدههای کلیدی محقق نشد:
-
آزادسازی داراییها (بند ۱۱): وعده ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشده، همچنان در هالهای از ابهام و مجوزهای کذایی دو ماهه باقی ماند که هیچ منفعتی برای اقتصاد بیمار کشور نداشت.
-
رفع محاصره دریایی (بند ۴): ناوهای جنگی آمریکا در آبهای عمان و اقیانوس هند هنوز در کمین هستند و محاصرهای که باید برطرف میشد، تنها به «اجازه عبور» برای کشتیهای ایرانی تقلیل یافت.
-
مدیریت تنگه هرمز (بند ۵): شرمآورترین بخش تفاهم، جایی است که وزارت خارجه عمان، به نمایندگی از سوی آمریکا و کشورهای عربی، علیه مدیریت ایران در تنگه هرمز بیانیه میدهد و کار به جایی میرسد که مذاکرهکنندگان ما باید پاسخ دهند چرا حاکمیت ایران بر این آبراه حیاتی، به «تصمیم عمان» گره خورده است. نکته آنجاست که حتی این تواضع تحقیرآمیز نیز نتوانست نظر ترامپ را جلب کند و او اکنون با گستاخی از ایران به عنوان موجودی «بیمار» و «سرطان» یاد میکند که باید «ریشهکن» شود.
ترامپِ درمانده و خیالپردازیهای پوچ
نکته جالب توجه، وضعیت متزلزل خود ترامپ است. آنکه زمانی مدعی بود کار ایران را ظرف «دو یا سه روز» تمام میکند، اکنون در حلقه فشار ایران در تنگه هرمز گرفتار آمده و مجبور به درخواست آتشبس شده است. ساقط شدن ۲۰۰ هواپیما و پهپاد پنتاگون و تبدیل ۱۶ پایگاه نظامی به سیبل حملات، هیبت پوشالی آمریکا را فرو ریخت. اما متأسفانه، تیم مذاکرهکننده ما این فرصت بینظیر را با تفاهمی خائنانه، هدر داد و به جای استفاده از اهرم های فشار، بازار نفت را برای ترامپ آرام کرد و قیمت نفت را پایین آورد. تشییع حماسی رهبر شهید، فریاد «انتقام» ملت بود؛ اما مسئولان ضعیف، گوش خود را بر این ندا بستند و در کماکان به دنبال «تفاهم» با همان دشمن غداری هستند که به اقرار خود، «به هیچ چیزی پابند نیست؛ نه یک چیز اخلاقی، نه قانونی و نه عرف بینالمللی».
بیشتر بخوانید : ببینید از کجا میخوریم! نگاهی به ریشههای ساختاریِ غربگرایی در نظام تصمیمگیری ایران!
آسیبشناسی یک استراتژی ورشکسته
واقعیت آن است که اصل مذاکره با این رژیم غدار، خطای محض و تکرار تجربه تلخ برجام است. رهبر شهید انقلاب، سالها پیش هشدار دادند که مذاکره با کسانی که زیر تعهد خود میزنند، «مسخره» است. اما متأسفانه برخی همچنان در توهم تأثیرگذاری بر تمدن وحشی غرب به سر میبرند. آیا نتیجه این «تفاهم» چیزی جز حمله مجدد نظامی آمریکا به خاک ایران و نقض مجدد حاکمیت ما بود؟ چرا باید در «بند ۱۳» تفاهمنامه، مذاکرات نهایی را به اجرای بندهای پوچی گره بزنیم که خود طرف مقابل به آن پایبند نبود؟ آقای قالیباف! در مذاکره، شبیه روحانی و ظریف بودید؛ لااقل در اجرا شبیه آنان نباشید و اجازه ندهید «همزمان با حمله آمریکا به زیرساختهای ایران»، تیم مذاکرهکننده به بهانه واهی پای میز مذاکره برود و بار دیگر خیانت تاریخی تکرار شود.

یا وحدت با امت و امام، یا بایگانی تاریخ
اکنون و در آستانه طوفان جدید، ملت ایران مسیر خود را از خناسان دشمنترس جدا کرده است. حماسه تشییع شهید جمهور، نشان داد که ایران، آماده نبرد با سرطان جهانی است، نه نشستن پای میز تحقیر. مسئولان محترم! این آخرین فرصت شماست: یا با این جریان امت-امام وحدت میکنید و به خواست ملت برای قصاص و انتقام جامه عمل میپوشانید، یا در تاریخ به عنوان دولتی ضعیف و فریبخورده ثبت میشوید که عزت ملت را با چند بشکه نفت ارزان معامله کرد.
دشمن را فقط زبان زور میفهمد؛ و اینک نوبت آن است که با الغای تفاهمنامه کذایی و بستن تنگه هرمز بر روی متجاوزان، پاشنه آشیل ترامپ را فشار دهیم و نشان دهیم که «وعده صادق» انتقام، نزدیکتر از آن است که خوشبینیهای خام، آن را به تاخیر اندازد.
بیشتر بخوانید : از انتخابِ پزشکیان تا شهادت رهبری؛ دو سالِ تلخ و طلوعِ یک فصلِ تازه!