راهکارهای بی‌رحمانه ولی مطمئن برای عبور کشور از بحران‌های فعلی!

ضمن عذرخواهی از رک‌گویی…

چند وقتی است که این طرف و آن طرف می‌بینم عده‌ای با آب و تاب از «راهکار عبور از بحران» حرف می‌زنند و به زبان‌های مختلف، برایش نسخه می‌پیچند. گویا قرار است مملکت را از باتلاق بیرون بیاورند، اما هیچ‌کس نمی‌گوید با کدام تصمیم؟ با کدام جرئت؟ با کدام مدیرِ کارآمد؟ با کدام برخورد قاطع با کسانی که خودشان گره را کور کرده‌اند؟

در ادامه و بدون تعارف، راهکارهای خودم را ارائه می‌دهم — این بار منظم‌تر و دسته‌بندی‌شده، اما همان‌قدر بی‌رحم و صریح. معتقدم بدون این‌ها، خیلی نمی‌شود انتظار داشت که کشور از این وضعیت بیرون بیاید. هر یک از این‌ها را امتحان کنید، ببینید اوضاع چقدر تغییر می‌کند. با «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» و «باری به هر جهت» و «بگذار زمان بگذرد، ببینیم چه می‌شود» و «بلکه فرجی شود» و امثالهم، اوضاع همینی که می‌بینید خواهد ماند.


فهرست مطالب

بخش اول: اصلاح ساختار حمکرانی و تصمیم‌های کلان

۱- عزل پزشکیان، همتی و تیم اقتصادی دولت

اولین قدم، بی‌رحمانه و بی‌تعارف: عزل پزشکیان. کسی که در قامت رئیس‌جمهور نتوانسته حتی یک تصمیم راهبردی را تا انتها پیش ببرد و حتی با تصمیمات و سخنان ناپخته هزینه های جدی بر کشور و مردم تحمیل کرده است و در عمل به نماد بی‌تصمیمی و ناکارآمدی تبدیل شده، باید برود. عزل او نه انتقام سیاسی است، نه تسویه حساب جناحی؛ یک ضرورت برای بازکردن گره‌های کور است.

و البته عزل همتی و تیم اقتصادی دولت که در مدیریت بازار ارز و مهار تورم، کارنامه‌ای جز افزایش قیمت دلار و سفره‌های خالی از خود به جا نگذاشته‌اند. تیم اقتصادی‌ای که هم دلار را گران کرد، هم تورم را نجومی و هم تولید را نابود، و نه حتی یک لحظه شفاف به مردم بگوید چه خبر است. ماندن این تیم، به معنای ماندن بحران است.

۲- برگشت مجلس به راس امور و پایان یکجانبه‌گرایی در آن

دومین پیشنهاد، بدون تعارف: لی‌لی به لالای جناب قالیباف نگذاشتن. مردم در انتخابات گوناگون و از جمله انتخابات ۱۴۰۳، علی‌رغم دوپینگ‌های فراوانی که برای ایشان صورت گرفت، نظر خودشان را در مورد ایشان با قاطعیت اعلام کرده‌اند. امروز هم با همه احترام به ایشان، مشخص است که چیزی در ذهن و دل مردم از این نظر تغییر نکرده است.

یکجانبه‌گرایی در مجلس و تعطیلی بدون دلیل و تمرکز قدرت در دست رئیس، در حالی که خود نمایندگان هم به این امر معترض هستند، باید تمام شود. مجلسی که بسته بماند تا از نظارت فرار کند و تصمیم‌گیری یک‌نفره جای ۲۹۰ نماینده بنشیند، اسمش مجلس نیست. پرکاری مجلس و بازگشت به وظایف قانونی، یک ضرورت است.

۳- پیگرد مفسدان سیاسی و خلع ید از نفوذی‌های دشمن

سومین پیشنهاد، پیگرد مفسدانی چون روحانی، خاتمی، ظریف و سایر نفوذی‌های دشمن است. نفوذ دشمن در ساختارهای سیاسی و امنیتی کشور، یک واقعیت انکارناپذیر است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که گروه‌هایی در داخل به دنبال تصمیم‌سازی بر اساس شعار و منافع جناحی هستند و یقیناً پای نفوذ در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها در میان است. برجام و تفاهم اسلام‌آباد بخوبی این امر را نشان داد.

برخورد قضایی با افرادی که در جریان تحولات اخیر به نفع دشمن کار کرده‌اند، پالایش دستگاه‌های امنیتی و سیاسی از عناصر نفوذی، و خلع ید از باند نیویورکی‌ها و وطن‌فروشان باید در دستور کار قرار گیرد. این‌ها یک‌بار برای همیشه باید پاسخگو باشند.

۴– وفاق حول اصول راهبردی کشور، نه وفاق حزبی

سیزدهمین پیشنهاد، تعریف درست و دقیق وفاق مبنی بر وفاق حول اصول راهبردی کشور، نه وفاق حزبی اصلاح‌طلبان و نو اصول‌گرایان حامی قالیباف است. آنچه امروز به نام «وفاق» در حال ترویج است، در بسیاری از موارد نه وفاق حول منافع ملی، بلکه توافقی صوری میان جریان‌های سیاسی برای تقسیم قدرت است.

وفاق واقعی، وفاق حول اصول راهبردی کشور است — اصولی که فراتر از منافع جناحی و حزبی قرار دارند و ریشه در قانون اساسی، منافع ملی و امنیت پایدار کشور دارند. تعریف شاخص‌های روشن برای وفاق راهبردی، پرهیز از واگذاری مسئولیت‌های کلان به نمایندگان جریان‌های سیاسی، و گسترش گفت‌وگوی ملی با حضور نخبگان دانشگاهی، اقتصادی و امنیتی مستقل از جناح‌بندی‌های سیاسی، باید در دستور کار قرار گیرد.

۵– اعتماد و سپردن کار به جوانان و جوان‌سازی دولت

چهاردهمین پیشنهاد، اعتماد و سپردن کار به جوانان و جوان‌سازی دولت و مجلس و نهادهای حاکمیتی است. بحران بیکاری جوانان به سطح هشدار رسیده است. تجربه نشان داده در هر دوره ای که کمی حاکمیت به سمت جوان‌گرایی حرکت کرده اتفاقات بسیار مبارکی برای کشور افتاده است. متاسفانه در بحرانی ترین شرایط کشور، پیرترین و کسل‌ترین دولت تاریخ کشور بر سر کار است، این یک بحران اجتماعی است که در صورت عدم رسیدگی، به یک بحران سیاسی بزرگ تبدیل خواهد شد.

تسریع در اجرای طرح جذب مدیران جوان و فراهم‌سازی مسیر رشد سریع برای آنان، کاهش سن مدیریت در دستگاه‌های اجرایی با بازنشستگی تدریجی مدیران ناکارآمد، و حمایت از کسب‌وکارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها برای جذب نیروی کار جوان و متخصص، باید در اولویت قرار گیرد. سن بالاترها معمولاً با همه دادار و دودور و ادعاشان، تحلیل درستی از اوضاع ندارند و در دهه‌های گذشته مانده‌اند.


بخش دوم: سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای

6- ضربه زدن به امارات و بازتعریف سیاست در قبال خلیج فارس

چهارمین پیشنهاد، راهبردی و بی‌رحمانه: ضربه زدن به امارات. کشوری که سال‌هاست به‌عنوان پایگاه مقدم جبهه دشمن عمل می‌کند و بی‌هیچ هزینه‌ای، در حال بازی کردن نقش پلیس خوب در منطقه است. امارات که خود را بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران معرفی می‌کرد، اکنون در موقعیت تقابل عریان قرار دارد و به اسرائیل دوم در منطقه تبدیل شده است. یک ضربه حساب‌شده، می‌تواند موازنه را برهم بزند گرچه دست‌های پنهان نفوذی تا به امروز اجازه این کار را به نیروهای مسلح نداده است.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز باید بفهمند که ادامه این بازی دوگانه — همکاری پنهان با آمریکا و هم پز دادن به ایران — هزینه دارد. اعمال اهرم‌های ژئوپلیتیک در قبال این کشورها، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است. تحولات منطقه‌ای در ماه‌های اخیر، معادلات امنیتی خلیج فارس را به کلی دگرگون کرده و این یک فرصت راهبردی است که نباید با بی‌توجهی یا شعارگرایی از دست برود.

7- اعمال حاکمیت جدی و دقیق در تنگه هرمز

پنجمین پیشنهاد، پایان دادن به سیاست «شل کن، سفت کن» در تنگه هرمز است. این تاکتیک فرسوده، تنها به بی‌اعتبار شدن بیشتر ایران در چشم بازیگران بین‌المللی منجر شده و هیچ دستاورد ملموسی نداشته است.

تنگه هرمز، سرمایه ملی ایران است و باید به عنوان یک اهرم راهبردی، هوشمندانه و قاطع مدیریت شود. اعمال حاکمیت جدی و دقیق بر این تنگه، نه تنها حق قانونی ایران است، بلکه یک ابزار قدرتمند در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌رود. نبود یک رویکرد واحد و منسجم در قبال این تنگه، سبب شده تا ایران نتواند از این مزیت راهبردی بهره کامل ببرد. تعریف یک دکترین واحد و شفاف برای مدیریت تنگه هرمز که هم توسط نهادهای نظامی و هم نهادهای دیپلماتیک پیگیری شود، یک ضرورت انکارناپذیر است. باید دولت و دستگاه دیپلماسی توئیت‌ها و سخنان مضر و به نفع دشمن را بدون تعارف کنار بگذارند تا ترامپ به واسطه آن نتواند قیمت نفت را کنترل کند و پز پیروزی بدهد.

8- وحدت رویه در دیپلماسی و خلع ید از وطن‌فروشان

ششمین پیشنهاد، وحدت رویه در دیپلماسی و خلع ید از نفوذیانی چون ظریف و باند نیویورکی‌ها است. دیپلماسی ایران در سال‌های اخیر، به دلیل وجود رویکردهای متعدد و متناقض، دچار پراکندگی و ناهماهنگی شده است.

تعریف یک دکترین دیپلماتیک واحد که توسط تمام نهادهای تصمیم‌گیرنده در حوزه سیاست خارجی پیگیری شود، پرهیز از موازی‌کاری در مذاکرات، و خلع ید از عناصر نفوذی که با ایجاد اختلاف در دستگاه دیپلماسی، موضع ایران را در مذاکرات تضعیف می‌کنند، باید در اولویت قرار گیرد. باند نیویورک و وطن‌فروشان باید یک‌بار برای همیشه از دستگاه دیپلماسی کشور حذف شوند.


بخش سوم: اقتصاد — از شعار تا عمل

9- بازگشت به اقتصاد مقاومتی و عبور از سلطه و آقایی دلار

هفتمین پیشنهاد، بازگشت به اقتصاد مقاومتی و عبور از سلطه و آقایی دلار در اقتصاد ایران است. کاهش وابستگی اقتصاد کشور به دلار، نه تنها رویکردی استراتژیک برای مقابله با تحریم‌ها، بلکه ضرورتی برای پایداری و تنوع‌بخشی به اقتصاد ملی است.

با پیمان‌های پولی دوجانبه، تهاتر کالا به کالا، و استفاده از ارزهای دیجیتال، می‌توان بخش بزرگی از واردات و صادرات را بدون نیاز به دلار و درهم اداره کرد. تقویت تولید داخلی و مدیریت هدفمند واردات نیز پیش‌شرط اساسی برای هرگونه کاهش وابستگی به دلار است. بدون تولید رقابتی، حذف دلار به معنای افزایش قاچاق و بازار سیاه خواهد بود. دلار بازی دولت و بانک مرکزی باید متوقف شود و بایند همتی و اطرافیانش که نقش پررنگی در صعود نجومی دلار و نابودی ارزش ریال و به دنبال آن نابودی سفره مردم داشتند باید با قید فوریت کنار گذاشته و بازخواست شوند.

10- مبارزه بی‌امان با تراستی‌ها، دلالان کلان دلار و شرکت‌های ارزبرنگردان

هشتمین پیشنهاد، مبارزه بی‌امان با تراستی‌ها و دلالان دلار و شرکت‌هایی است که ارز را برنمی‌گردانند. تراستی‌ها قرار بود در دوران سخت انسداد مجاری بانکی، همچون قایق‌های نجات عمل کنند. اما آنچه امروز می‌بینیم، شبکه‌ای پیچیده و غیرشفاف است که ثروت ملی را به غارت برده است.

تاکنون ۷۱ پرونده در زمینه تراستی‌ها تشکیل شده و حدود ۲۶ هزار میلیارد تومان از منابع مربوطه اعاده شده است. این رقم، تنها بخش کوچکی از کلاه‌گشادی عظیمی است که بر سر منابع ارزی کشور رفته. تسریع رسیدگی قضایی به پرونده‌های تراستی‌ها، شفافیت کامل در قراردادهای ارزی، برخورد قاطع با دلالان کلان ارز که با نوسان‌گیری ارزش ریال را به نابودی می‌کشانند، و ایجاد یک سازوکار نظارتی مستقل و قوی فرا دولتی برای رصد مستمر جریان‌های ارزی، باید در اولویت قرار گیرد.

11- پیگرد مفسدان اقتصادی و عوامل دولتی تسهیل‌کننده در فساد

نهمین پیشنهاد، پیگرد مفسدان اقتصادی و عوامل دولتی تسهیل‌کننده در فساد و نابودی ارزش ریال است. فساد اقتصادی در ایران، ریشه در ساختارهای غیرشفاف و روابط رانتی دارد. ناترازی بانک‌ها، صف طولانی پرونده‌های فساد و وجود گلوگاه‌های متعدد فسادزا، نشان می‌دهد که مبارزه با فساد نیازمند عزمی فراتر از اقدامات موردی است.

اجرای کامل سند تحول قضایی، تعریف صحیح خصوصی‌سازی و مبارزه با خصولتی‌سازی فساد برانگیز ، پیگرد عوامل دولتی تسهیل‌کننده در فساد از جمله مدیرانی که با رشوه، انحصار اطلاعات یا اعمال نفوذ، زمینه فساد را فراهم می‌کنند، و ایجاد سازوکارهای نظارتی مستقل برای رصد مستمر جریان‌های مالی در دستگاه‌های دولتی، باید در دستور کار قرار گیرد.


بخش چهارم: فرهنگ، اجتماع و فضای مجازی

12- مبارزه بی‌امان با وطن‌فروشی چهره‌ها و سلبریتی‌ها

دهمین پیشنهاد، مبارزه بی‌امان با وطن‌فروشی چهره‌ها، کسب و کارها و سلبریتی‌ها است. برخی چهره‌های به سیاسی و علمی و هنری، در جریان کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴ از تریبون‌های غربی ساز براندازی نواختند و خود را «آتش زیر خاکستر» نامیدند. حالا با خالی شدن حساب‌های بانکی‌شان در فرنگ، بی‌صدا چمدان‌ها را جمع کرده و بازمی‌گردند.

پرونده وطن‌فروشی با تیترهای سفارشی پاک نمی‌شود و قانون باید برای همه — چه مردم عادی و چه جامعه به اصطلاح هنری — یکسان باشد. توقیف اموال چهره‌های وطن‌فروش و پیگرد قضایی افرادی که با حمایت از تحریم و تشویق تجاوز نظامی، علیه امنیت ملی ایران اقدام کرده‌اند، یک ضرورت است.

13- مبارزه با فحشا سازمان‌یافته

یازدهمین پیشنهاد، مبارزه بی‌امان با بی‌حجابی و فحشا است. بی‌حجابی و ترویج بی‌بند و باری، نه یک مسئله سلیقه‌ای، بلکه یک پروژه سازمان‌یافته با هدف تخریب انسجام اجتماعی و تضعیف بنیان‌های اخلاقی جامعه است. علیرغم قوانین تنبیهی، تجارت زیرزمینی فساد و فحشا در ایران همچنان ادامه دارد و عوامل دشمن در حال بهره گیری از آن برای اقدامات ضدامنیتی هستند.

برخورد قانونی قاطع با عوامل سازمان‌یافته ترویج فحشا و تعیین شعب ویژه در دادسراها برای پیگیری این پرونده‌ها، یک ضرورت است. حل ریشه‌ای معضل فقر و بیکاری و فعال‌سازی نهادهای فرهنگی و مردمی برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، بدون تکیه صرف بر اقدامات قهری، باید در دستور کار قرار گیرد.

14- اعمال حاکمیت جدی و دقیق بر فضای مجازی رهاشده

دوازدهمین پیشنهاد، اعمال حاکمیت جدی و دقیق بر فضای مجازی رهاشده کشور، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی خارجی مانند تلگرام و اینستاگرام است. فضای مجازی کشور، سال‌هاست که به حال خود رها شده است. برخی شبکه‌های اجتماعی پرکاربرد در ایران فیلتر هستند، اما این فیلترینگ، نه به دلیل مدیریت هوشمند، بلکه به دلیل بی‌تدبیری و نفوذ حساب‌شده اعمال شده است.

طراحی یک نظام حکمرانی یکپارچه بر فضای مجازی، توسعه زیرساخت‌های فنی داخلی، تعریف شاخص‌های شفاف برای مسدودسازی، و استفاده از ظرفیت‌های هوش مصنوعی برای رصد و مدیریت محتوا، باید در دستور کار قرار گیرد. قطع اینترنت و فیلترینگ خام، دیگر جواب نمی‌دهد.


جمع‌بندی

هر یک از این‌ها را امتحان کنید، ببینید اوضاع چقدر تغییر می‌کند. با یکی به نعل و یکی به میخ زدن و باری به هر جهتی و «بگذار زمان بگذرد، ببینیم چه می‌شود» و «بلکه فرجی شود» و امثالهم، اوضاع همینی که می‌بینید خواهد ماند.

بحران فعلی، نتیجه سال‌ها بی‌تدبیری، رانت‌خواری و اولویت‌دادن به منافع جناحی بر منافع ملی است. گرچه مردم همچنان در خیابان ها هستند، اما صبر مردم شکننده است. تورم نزدیک به ۹۰ درصد، ناکارآمدی و بی‌کفایتی دولت و یکجانبه گرایی در مجلس و وقه قضائیه به نام وفاق، زنگ‌های خطر را به صدا درآورده است.

آنچه در این سند ارائه شد، نه مجموعه‌ای از شعارهای آرمانی، بلکه راهکارهای عملیاتی مشخص است. اما هیچ‌یک از این راهکارها بدون یک عزم ملی و اراده واقعی به نتیجه نخواهد رسید. زمان، به سرعت می‌گذرد و پنجره فرصت برای اصلاح، هر روز تنگ‌تر می‌شود.

باز هم عذرخواهی بابت صراحت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا