از خونِ حسین تا سپیده‌دمِ خون‌خواهی

بسم الله الرحمن الرحیم

از خونِ حسین تا سپیده‌دمِ خون‌خواهی

محمودخدری مدرس دانشگاه

تاریخ را آنان که تنها در دفترها جست‌وجو می‌کنند، هرگز نخواهند یافت؛ تاریخ را باید بر خاک کربلا خواند، آن‌جا که زمین، امانت‌دار خون خدا شد و آسمان، تا همیشه بر آن گریست. از آن روز، دیگر هیچ غروبی، پایان نبود؛ هر غروب، وعده طلوعی دیگر را در دل خویش نهان داشت.
حسین علیه‌السلام شهید نشد تا تنها نامی مقدس در حافظه قرن‌ها باشد؛ او خون خویش را نثار کرد تا راه خدا در هیاهوی دنیا گم نشود. کربلا، پایان کاروان عشق نبود؛ آغاز هجرت انسان از خاک به افلاک بود. هر قطره از آن خون، آیه‌ای شد که بر صفحه هستی نگاشته شد و تا قیامت، اهل دل آن را تلاوت خواهند کرد.
خداوند، شهیدان را مرده نخواند؛ زیرا آنان زنده‌اند و حیاتشان، حیات حقیقت است. آنان از دنیا کوچ نکردند؛ دنیا را به محکمه وجدان کشاندند. خون شهید، زبان خدا در زمین است؛ زبانی که بی‌آنکه سخن بگوید، قرن‌ها انسان را به قیام فرا می‌خواند.
راز عاشورا را باید در ندبه جست؛ آن‌جا که دل‌های منتظر، هر صبح جمعه آسمان را خطاب می‌کنند: «أین الطالب بدم المقتول بکربلاء؟» این پرسش، از سر ناآگاهی نیست؛ فریاد اشتیاق است. جهان، صاحب خون را می‌شناسد؛ اما چشم به راه روزی است که صاحب شمشیر نیز از پس پرده غیبت برآید و وعده الهی را به انجام رساند.
خون‌خواهی حسین، انتقام یک قبیله از قبیله‌ای دیگر نیست؛ خون‌خواهی همه حقیقت از همه باطل است. آن‌که برای خون حسین قیام می‌کند، در حقیقت برای اقامه قسط قیام کرده است؛ همان قسطی که همه پیامبران برای آن مبعوث شدند و همه اولیای الهی برای آن رنج کشیدند.
زیارت عاشورا، منشور این عهد جاودانه است؛ آن‌گاه که مؤمن از خدا می‌خواهد: «اللهم ارزقنی طلب ثاری مع إمام منصور من أهل بیت محمد.» این دعا، تمنای حضور در سپاه آخرالزمان است؛ تمنای آنکه انسان، زندگی خویش را به خون خدا پیوند زند و در رکاب ولیّ خدا، تاریخ را به مقصد موعود برساند.
انتظار، سکون نیست؛ آتش است. آتشی که خواب را از چشم مؤمن می‌گیرد و او را برای ساختن فردا آماده می‌کند. منتظر، کسی نیست که روزها را بشمارد؛ منتظر، کسی است که هر صبح، پیش از طلوع خورشید، دل خویش را برای طلوع امام آماده کند.

کربلا، جغرافیا نیست؛ قبله همه آزادگان عالم است. هر جا که انسانی برای خدا بایستد، آن‌جا کربلاست؛ و هر جا که ظلم بر مسند بنشیند، عاشورا دوباره آغاز می‌شود. این راز جاودانگی حسین است که هرگز در گذشته باقی نماند؛ بلکه آینده را نیز به نام خویش رقم زد.
از آدم تا خاتم، یک راه بیشتر نبود و از خاتم تا قائم نیز راهی جز همان راه نیست. همه پیامبران، مردم را به توحید فراخواندند و حسین، توحید را با خون خویش تفسیر کرد. از همین رو، خون او پایان نمی‌پذیرد؛ زیرا حقیقت خدا پایان ندارد.
اگر اشک، انسان را به قیام نرساند، هنوز راه عاشورا را نشناخته است؛ و اگر محبت حسین، انسان را به عدالت، صداقت، ایثار و بندگی نکشاند، هنوز از کربلا جز نامی نشنیده است. عاشورا، مدرسه انسان شدن است و ندبه، سرود جاودانه شاگردان این مدرسه.
آری، جهان هنوز تشنه آن صبح موعود است؛ صبحی که در آن، پرچم عدالت بر فراز همه زمین برافراشته شود و آخرین وارث عاشورا، ندای «یا لثارات الحسین» را به گوش همه تاریخ برساند؛ نه برای افزودن بر ویرانی، بلکه برای پایان دادن به همه ظلم‌ها، برای بازگرداندن کرامت انسان و برای آنکه زمین، بار دیگر آیینه اسم «العدل» خداوند شود.
و آن روز، عالم خواهد دانست که خون حسین هرگز بر خاک نریخت؛ بلکه در رگ‌های تاریخ جاری شد تا هر نسلی را به انتخابی دوباره فراخواند: ایستادن در جبهه حق یا ماندن در اردوگاه باطل. عاشورا هنوز ادامه دارد و ندبه، هنوز ندای بیداری انسان است؛ و تاریخ، همچنان در انتظار آخرین خون‌خواه کربلا ایستاده است.

✍محمودخدری مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا