لگد بزرگ اسرائیل و ترامپ به شاهزاده ربع پهلوی!
دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا در اظهارنظر جدید خود درباره شاهزاده ربع پهلوی گفته است که “نمیدانم او در کشور خودش چطور عمل خواهد کرد! ما هنوز واقعا به آن نقطه نرسیدیم”؛ ترامپ همچنین گفته است که نمیداند آیا مردم ایران رهبری او را میپذیرند یا نه!
رسانههای آمریکایی و انگلیسی گزارش دادند که ترامپ کاملاً درباره رضا پهلوی تردید دارد.
همچنین ترامپ امروز گفته است که “(دولت ایران) گفتهاند که مردم با اسلحه به سمت آنها شلیک میکنند و آنها نیز در پاسخ تیراندازی میکردند و میدانید این یکی از آن موارد است- آنها به من گفتند که هیچ اعدامی در کار نخواهد بود”.
این گفتهی ترامپ نیز در رسانههای غربی به عنوان عقبنشینی ترامپ از اظهارات قبلی خود برای کمک فوری به تروریستها در خیابانهای ایران تفسیر شده است. خاصه آنکه، انبیسی نیز گفته است که مشاوران ترامپ تاکنون نتوانستهاند درباره نتیجهبخش بودن اقدام نظامی علیه ایران به ترامپ تضمین بدهند.
اینکه تحلیل دقیق اظهارات ترامپ درباره حمایت از تروریستها، چیست، بحث مجزائی است امّا آنچه درباره صحبت های امروز ترامپ میتوان به قطعیت گفت، لگد بزرگی است که او به پهلوی زده است؛ و این در حالی است که رسانه اسرائیلی اینترنشنال بسیار تلاش میکرد او را به عنوان محور اپوزیسیون (بخوانید: تروریستها) بر ضد ایران جا بیندازد.
رضا پهلوی طی روزهای گذشته هم بسیار تلاش میکرد تا با ارجاعهای مکرر به ترامپ و درخواستهای متعدد از او، خود را به عنوان مهره اصلی ترامپ جا بیندازد؛ با این حال ضربه امروز ترامپ به او، حتی مهمتر از ضربه ترامپ به ماچادو، رئیس مخالفان دولت ونزوئلا بود.
ترامپ پس از اقدام علیه ونزوئلا، عملاً اپوزیسیون این کشور را نیز به طور جدی تحقیر کرد؛ به نحوی که رسماً اعلام کرد، نه ماچادو، بلکه خود او ونزوئلا را اداره میکند و البته مقصودش از اداره نیز به طور واضح، غارت نفت و منابع این کشور از جمله طلاست!
تفاوت ماچادو با پهلوی این بود که غرب، دست کم قبل از تحقیر، ماچادو را به یک نوبل نمادین و مفتضح، میهمان کرد! اما درباره رضا پهلوی، پیشتر از آنکه تصور میشد، این افتضحاح به بار نشست.
درسهای ترامپ و غرب برای مزدوران و تروریستها، خیلی واضح و سرراست است؛ به نحوی که حتی نیاز به هوش قوی هم ندارد و قاعدتاً برای امثال رضا پهلوی هم باید آشکار باشد؛ این درسها مشخصاً آن است که غرب و ترامپ، عملاً از این مزدوران، جز مزدوری چیزی را پذیرا نیست؛ و اگر به فرض محال موفق شدند، نهایتاً در حکم دستمالی خواهند بود که بعد از استفاده دور انداخته میشود. درسهای سوریه و لیبی و ونزوئلا و … درسهای مهمی است.

رمزگشایی از فرمان سکوت در تلآویو/ چرا وزرای اسرائیل ناگهان به لکنت افتادند؟
در حالی که تا چندی پیش صدای طبل جنگ در منطقه بلند بود، گزارشهای میدانی از تلآویو حاکی از یک چرخش عجیب در رفتار کابینه رژیم صهیونیستی است.
بیبیسی از تلآویو اعلام کرده است که کابینه رژیم صهیونیستی طی امروز و دیروز، در اقدامی قابلتأمل، نسبت به تحولات مرتبط با ایران هیچ موضعگیری علنی نداشته است.
براساس این داده ودر نظر گرفتن این نکته که مقامات صهیونیتستی از هر فرصتی برای تهدید لفظی علیه ایران استفاده میکردند، و اینکه طی ۴۸ ساعت گذشته یک «سکوت سنگین و معنادار» بر کابینه این رژیم حکمفرما شده است. میتوان گفت این سکوت تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه یک دستورالعمل مستقیم است که اعضای کابینه را از هرگونه اظهارنظر درباره تحولات داخلی ایران منع کرده است.
سایه سنگین هشدار تهران بر سر تلآویو
تحلیلگران معتقدند ریشه این تغییر رفتار را باید در هشدارهای صریح و بدون تعارف تهران جستوجو کرد.
جمهوری اسلامی ایران به شفافیت اعلام کرده است که در صورت هرگونه ماجراجویی نظامی توسط ایالات متحده، دامنه پاسخگویی محدود به پایگاههای آمریکایی نخواهد بود.
پیام تهران واضح بود: اگر خطایی رخ دهد، اسرائیل نیز بخشی از بانک اهداف برای «تنبیه نظامی» خواهد بود. همین گزاره کافی بود تا مقامات امنیتی اسرائیل برای جلوگیری از هرگونه تحریک که میتواند هزینهای جبرانناپذیر داشته باشد، فرمان سکوت صادر کنند.
عقبنشینی همزمان در واشنگتن
این تغییر استراتژی در تلآویو، همزمان با سیگنالهای جدیدی از کاخ سفید صورت گرفته است.
بررسی اظهارات اخیر دونالد ترامپ نشان میدهد که لفاظیهای تند نظامی جای خود را به نوعی عقبنشینی آشکار داده است.
به نظر میرسد هماهنگی نانوشتهای میان سکوت اجباری در اسرائیل و کاهش تنش کلامی از سوی آمریکا وجود دارد؛ رویدادی که نشاندهنده درک واقعی طرف مقابل از ریسک بالای هرگونه درگیری نظامی در منطقه است.
منبع: مشرق


