ما بیخیال بشو نیستیم!
ما بیخیال بشو نیستیم!
نادان ها خیال می کنند ملتی که ۱۴ قرن برای شهادت امام لب تشنه اش توسط یزید و یزیدیان عزاداری می کند و به نام و یاد این عزا، زندگی و عالم را بر شیطان و اهل و عیالش زهر کرده است، برای انتقام امام شهیدش که اتفاقا لب تشنه هم بود پا پس می کشد؟
ملتی که داغدار امامی است که این بار نه اینکه اهل بیتش به اسارت برود بلکه اهل بیتش نیز بدست این اشقیا شهید شدند. امامی که هنوز داغ دختر کوچولوی نوه اش روی سینه هایشان سنگینی می کند.
ملتی که هربار یاد این غم بزرگ می افتد دندان هایش را به هم می فشارد تا یادش باشد که باید روزی خرخره این پلیدها را بجود!
ملتی که خود را فرزند آه و اندوه تاریخ می داند و منتظر است تا صبح دولتش بدمد.ملتی که کینه ۱۴ قرن مظلومیتش را سینه به سینه در قلب کودکان خود کاشته و پرورانده تا با اقتداری وهم انگیز قلب شیطان را نشانه رود.
آری ما پس نمی کشیم. خیابان و میدان که سهل است. ما بیابان ها را هم برای این قتال خواهیم پیمود.
احمق ها خیال می کنند ما که از جان و مال و فرزندانمان هم در این راه خواهیم گذشت از تنگی و محاصره ی ساخته ی خونخواران و خونریزان و خون بازان داخلی و خارجی تنگمان خواهد شد؟
ما خون یزیدیان و ترامپیان را با همه هرزه ها و کثیف ها و نجس های دنباله رویشان خواهیم ریخت و بر روی آن خواهیم رقصید که رقصی چنین میانه میدانم آرزوست!
آری ما زخم خورده اما امیدوار ایستاده ایم!
که ما فرزندان این داغیم! فرزندان این اندوهیم! فرزندان این امید!
آری ما فرزندان حیدر کراریم!
