حیوان آزاری در غرب؛ ریاکاری عجیبی چشم‌رنگی‌ها با حقوق حیوانات!

نیوزیلند مسابقه شکار سگ و گربه برگزار می‌کند، اسپانیا سگ‌ها را زنده می‌سوزاند و فارو خلیج‌ها را به دریای خون تبدیل می‌کند. این حیوان آزاری همان تمدنی است که مدعی حقوق حیوانات است!


آیا تا به حال کسی را دیدید که با یک دست پرچم حقوق حیوانات را بلند کند و با دست دیگر، چاقوی سلاخی را روی گلوی یک موجود بی‌گناه بکشد؟ خوش آمدید به دنیای «تمدنِ» اروپایی-آمریکایی؛ دنیایی که در آن، «سنت» بهانه‌ای است برای وحشی‌گری، و «قانون» دو لبه‌ای است برای توجیه هر جنایتی.


نیوزیلند؛ مسابقه شکار سگ و گربه در خیابان‌ها!

بله، درست خواندید. در نیوزیلند، آن کشورِ به‌ظاهر مدرن و پیشرو، هر سال مسابقه‌ای برگزار می‌شود که در آن سگ‌ها و گربه‌های ولگرد را با جایزه نقدی شکار می‌کنند. و این فقط یک مسابقه معمولی نیست. ۴۴۰ کودک زیر ۱۴ سال در این کشتار دسته‌جمعی شرکت می‌کنند و فیلم‌هایش را تماشا کنید: شکارچیانی که مشروب می‌نوشند، اسلحه را روی سر گربه‌ها می‌گذارند و شلیک می‌کنند، یا سگ‌ها را به جان گربه‌ها می‌اندازند. برگزارکننده، با افتخار، گربه‌ای را در قفس در تشت آب غرق می‌کند. بهانه؟ «حفاظت از پرنده کیوی»! در حالی که روش‌های انسانی‌تر مانند TNR (به دام‌اندازی، عقیم‌سازی و بازگرداندن) در بسیاری از کشورهای جهان با موفقیت اجرا می‌شود، اما نیوزیلند ترجیح می‌دهد بچه‌هایش را با کشتن حیوانات بزرگ کند. چه «تمدن» باشکوهی!


اسپانیا؛ آتش زدن زنده سگ‌های شکاری

اگر نیوزیلند دور است، بیایید به قلب اروپا برویم. اسپانیا، سالانه ۵۰ تا ۱۰۰ هزار سگ شکاری را پس از پایان فصل شکار، به وحشی‌ترین شکل ممکن به قتل می‌رساند. سگ‌های نژاد «گالگو» و «پودنکو»—که شباهت تکان‌دهنده‌ای به تازی‌های ایرانی دارند—در این کشور «ابزار» محسوب می‌شوند، نه موجودات زنده. به دار آویخته می‌شوند، زنده زنده سوزانده می‌شوند، با سنگ کوبیده می‌شوند، پشت ماشین بسته می‌شوند و روی خاک کشیده می‌شوند، و به درون دره پرتاب می‌شوند. خرافاتشان هم جالب است: «هرچه سگ بیشتر رنج بکشد، شانس شکارچی در فصل بعد بیشتر است»! و چه کسی این وحشی‌گری را قانونی کرده؟ خود قانونگذار اسپانیایی که در سال ۲۰۲۳، سگ‌های شکاری را از قانون رفاه حیوانات مستثنی کرد. یعنی در یک کشورِ به‌اصطلاحِ عضو اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد از سگ‌های مورد آزار، مستقیماً به «فرهنگِ» شکار گره خورده‌اند. چه فرهنگ غنی‌ای! فرهنگی که با آتش و خون آبیاری می‌شود.


فرانسه؛ گاوها را برای سرگرمی می‌کشند

فرانسه، مهد روشن‌فکری و انقلابِ آزادی، سالانه ۱۰۰۰ گاو را در میدان‌های گاوبازی جنوب این کشور سلاخی می‌کند. گاوی ۵۰۰ کیلوگرمی را با نیزه، نیزک و شمشیر—در برابر چشم‌های هزاران تماشاگر که کف می‌زنند—به‌آرامی به کام مرگ می‌فرستند. قانون کیفری فرانسه، آزار حیوانات را جرم می‌داند و تا ۳ سال زندان برای آن تعیین کرده، اما در ۱۰ منطقه جنوبی، یک استثنای «سنت محلی» به این شکنجه چراغ سبز نشان داده است. یعنی در یک کشور، دو قانون موازی: یکی برای حیوانات خانگیِ دوست‌داشتنی، و دیگری برای حیواناتی که «سنت» قربانی‌شان می‌کند. و این در حالی است که ۷۵ درصد مردم فرانسه با گاوبازی مخالف‌اند! اما سیاستمداران بی‌خیال، پشت «سنت» پنهان می‌شوند و به خود می‌بالند که «متمدن» هستند.


آمریکا؛ مسابقات کشتار با جایزه نقدی

حالا برویم به آن سوی آب‌ها. آمریکا، که خود را رهبر جهانِ آزاد می‌نامد، در بسیاری از ایالت‌ها مسابقات کشتار حیوانات وحشی با جایزه نقدی برگزار می‌کند. در نوادا، کایوت‌ها (گرگ‌های صحرایی) را با تفنگ‌های مجهز به دوربین شب‌بین، تله و زهر می‌کشند و لاشه‌هایشان را مانند هیزم روی هم می‌چینند. خرس‌ها را با پشته‌ای از شیرینی و دونات به دام می‌اندازند و در حالی که مشغول خوردنند، به راحتی هدف می‌گیرند. سگ‌ها را برای جنگ با یکدیگر تربیت می‌کنند و بارها و بارها به میدان می‌فرستند تا زخم‌های التیام‌نیافته‌شان را تازه‌تر کنند. و جالب اینکه دادستان فدرال این کار را «جنایتی وحشیانه که در جامعه متمدن جایی ندارد» می‌نامد، اما همین «جامعه متمدن» قوانینی دارد که این جنایت را مجاز می‌کند! تناقض‌ها را ببینید و لذت ببرید.


فارو؛ خلیج‌هایی که به دریای خون تبدیل می‌شوند

اما اوج ریاکاری را در جزایر فارو، تحت حاکمیت دانمارک، ببینید. هر تابستان، صیادان با قایق‌های خود، حلقه‌ای دور دسته‌های نهنگ «پایلوت» می‌زنند و آنها را به خلیج‌های کم‌عمق می‌رانند. نهنگ‌های وحشت‌زده در آب‌های کمعمق به گل می‌نشینند و مردان جزیره—با حضور پلیس—با قلاب و چاقو آنها را یکی‌یکی سلاخی می‌کنند. آب‌های فیروزه‌ای در عرض چند ساعت به دریایی از خون تبدیل می‌شود. در سال ۲۰۲۳، ۸۹۷ نهنگ و ۱۰ دلفین قربانی شدند. در سال ۲۰۲۱، ۱۴۰۰ دلفین در یک روز کشته شدند. و در سال ۲۰۲۵، در یک منطقه، ۲۸۵ نهنگ از یک دسته ۴۰۰تایی در یک روز به قتل رسیدند. بهانه؟ «سنت» و «تأمین غذا». در حالی که گوشت این نهنگ‌ها مملو از جیوه و سموم PCB است و پزشکان محلی به زنان باردار و کودکان توصیه می‌کنند از خوردن آن خودداری کنند. و دانمارک، در خاک اصلی، کشتن نهنگ را جرم می‌داند، اما در فارو—تحت حاکمیت خودش—این کشتار را «سنت» می‌نامد. یعنی یک کشور، دو قانون؛ یک قانون برای «متمدن‌ها» و یک قانون برای «مستعمره‌ها»! این یعنی چه؟ یعنی «تمدن» یک بازی مسخره است که هر وقت خواستید، می‌توانید آن را تعطیل کنید.


نروژ؛ شکار نهنگ برای گوشت سمی

نروژ، ثروتمندترین کشور جهان، بزرگترین صنعت شکار نهنگ تجاری را دارد و سالانه سهمیه‌ای تا ۱۴۰۶ نهنگ مینک تعیین می‌کند. بهانه؟ «سنت». در حالی که تقاضا برای گوشت نهنگ در نروژ به‌شدت کاهش یافته و انبارها از گوشت‌های فروش‌نرفته و سمی انباشته شده است. تحلیل‌های سال ۲۰۲۴ نشان داده که این گوشت حاوی مواد شیمیایی سرطان‌زاست که باعث بیماری‌های کلیوی و اختلالات رشد می‌شود. یعنی یک کشور ثروتمند، حیوانات را می‌کشد، گوشت‌شان را انبار می‌کند تا خراب شود، و بعد به خود می‌بالد که «متمدن» است. چه منطقِ درخشانی!


ژاپن؛ جشنواره‌های خونین برای ۰٫۱ درصد گوشت

ژاپن، هم‌پیمانِ وفادارِ غرب، نیز از این قافله عقب نمانده است. سال ۲۰۲۵، سهمیه شکار خود را ۵۶ نهنگ «سی»، ۱۵۳ نهنگ «براید» و ۶۰ نهنگ «فین»—که گونه‌ای در معرض خطر است—تعیین کرده است. و علاوه بر این، جشنواره‌های ویژه‌ای برای بازسازی صحنه‌های شکار برگزار می‌کند، که در آن مردان با لباس‌های سنتی، به یک نهنگ مصنوعی حمله می‌کنند و کودکان از تماشای این نمایش خونین لذت می‌برند. بهانه؟ «سنت و فرهنگ». در حالی که گوشت نهنگ تنها ۰٫۱ درصد از کل مصرف گوشت ژاپن را تشکیل می‌دهد. یعنی برای ۰٫۱ درصد، یک گونه در معرض خطر را نسل‌کشی می‌کنند! و به این می‌گویند «حفظ فرهنگ»؟ فرهنگِ چه؟ فرهنگِ نادانی و خشونت؟


گاو دوانی در پامپلونا؛ شکنجه با سرگرمی

و فراموش نکنیم جشنواره «سان فرمین» در اسپانیا، که هر سال گاوهای وحشت‌زده را در خیابان‌های باریک رها می‌کنند و هزاران نفر با آنها می‌دوند—نه برای تفریحِ سالم، بلکه برای لذت بردن از وحشتِ یک موجود بی‌گناه. گاوها بعد از این دویدنِ مرگبار، به میدان گاوبازی می‌روند تا در بعدازظهر همان روز، در برابر تماشاگرانِ کف‌زن، سلاخی شوند. و این «سنتِ» ۹ روزه، هر ساله گردشگران بسیاری را به خود جذب می‌کند. گردشگریِ خون! چه صنعتِ پرسودی برای یک «جامعه متمدن»!


ریاکاریِ قانونی؛ دوگانگیِ آشکار

الگوی مشترک در تمام این موارد، یک دوگانگیِ قانونیِ عریان است:

  • در دانمارک، کشتن نهنگ جرم است؛ در فارو «سنت» است.

  • در فرانسه، آزار حیوانات جرم است؛ در جنوب «سنت محلی» است.

  • در اسپانیا، سگ‌های شکاری از قانون رفاه حیوانات مستثنی هستند.

  • در نیوزیلند، سگ و گربه‌های ولگرد از حمایت قانونی بی‌بهره‌اند.

  • در آمریکا، سگ‌اندازی در برخی ایالت‌ها مجاز است و در برخی دیگر جرم.

یعنی «تمدنِ غربی» یعنی: حیواناتی که دوست داریم را در آغوش بگیریم، و حیواناتی که «سنتی»، «مهاجم» یا «مفید» برچسب زده می‌شوند را با وحشی‌ترین روش‌ها به قتل برسانیم، و بعد با همان دستِ آلوده به خون، پرچم حقوق حیوانات را بلند کنیم و بقیه جهان را «غیرمتمدن» خطاب کنیم!


مقایسه با فرهنگ‌هایی که غرب «عقب‌افتاده» می‌نامد!

و چه جالب است که بسیاری از فرهنگ‌های شرقی—که غربی‌ها با نگاهِ تحقیرآمیز به آنها می‌نگرند—در برخورد با حیوانات، چه بسا انسانی‌تر از این «تمدنِ» خون‌بار عمل می‌کنند:

  • در فرهنگ اسلامی، ذبح شرعی با رعایت اصولی انجام می‌شود که هدفش کاهش درد حیوان است. در اسلام کشتار بسیاری از حیوانات گناه محسوب می شود و حیواناتی هم که کشتار آنها مجاز شمرده شده، باید طبق قوانین سخت گیرانه ذبح شرعی، ذبح گردند.

  • در آیین هندو و بودا، آهیمسا یا «نیازارانی» به هر موجود زنده، یک اصل بنیادین است.

  • اکثر مردم بومی آفریقا، زندگی بسیار عجین شده ای با حیوانات دارند و به مراقبت و دوستی با آنها معروفند.

  • در ترکیه، گربه‌های خیابانی نه تنها کشته نمی‌شوند، بلکه بخشی از هویت شهری هستند و مردم برایشان غذا می‌گذارند.

حالا قضاوت با شماست: کدام فرهنگ متمدن‌تر است؟ فرهنگی که سگ و گربه را در خیابان مسابقه شکار می‌گذارد، یا فرهنگی که به آنها پناه می‌دهد؟ فرهنگی که سگ‌های شکاری را زنده زنده می‌سوزاند، یا فرهنگی که ذبح حیوانات را با رعایت اصول انسانی انجام می‌دهد؟


پایان یک ریا؛ حقیقت تلخ

اتحادیه اروپا از سال ۲۰۰۹ حیوانات را «موجودات احساس‌گر» می‌شناسد. اما این شناسایی، در عمل، یک شوخیِ بی‌مزه بیش نیست. نهنگ‌ها در خلیج‌های فارو سلاخی می‌شوند، گاوها در میدان‌های اسپانیا شکنجه می‌شوند، سگ‌ها در نیوزیلند شکار می‌شوند، و همه با نام «سنت» توجیه می‌شوند. «سنت» بهانه‌ای است برای تنبلی فکری، بهانه‌ای برای نپذیرفتن روش‌های انسانی‌تر، بهانه‌ای برای ادامه‌ی خشونت. چون تغییر دادن «سنت» سخت است، و کشتن حیوانات راحت‌تر از فکر کردن به راه‌های بهتر است.

غربی‌ها دوست دارند خود را پرچمدار حقوق حیوانات معرفی کنند. سازمان‌های به‌ظاهر حامی حیوانات را تأسیس کرده‌اند، قوانین رفاه حیوانات را به رخ کشورهای دیگر می‌کشند، و هر سال میلیون‌ها دلار برای «نجات حیوانات» در کشورهای فقیر خرج می‌کنند. اما در پشت پرده، درست در همین کشورها، حیوانات به وحشی‌ترین شکل ممکن شکنجه، کشته و به مسابقه گذاشته می‌شوند—و قانون هم پشت این خشونت ایستاده است.


سخن آخر

«تمدنِ غربی» در برخورد با حیوانات، بیش از یک ادعای ریاکارانه نیست. ادعایی که در عمل، هر روز زیر پا گذاشته می‌شود. اگر واقعاً «تمدن» یعنی رعایت حقوق موجودات ضعیف‌تر، پس غرب در این معیار ساده—با این همه خون‌ریزی در خیابان‌ها، میدان‌ها و خلیج‌هایش—چه بسا از بسیاری از فرهنگ‌های «غیرمتمدن» عقب‌تر است.

شاید وقت آن رسیده که غربی‌ها به جای نگاه از بالا به دیگران، نگاهی به آب‌های خونین اطراف جزایر خود، به سگ‌های سوخته‌ی اسپانیا، به گربه‌های غرق‌شده‌ی نیوزیلند، و به گاوهای سلاخی‌شده‌ی فرانسه بیندازند و از خود بپرسند:

«ما که این همه ادعای تمدن داریم، چرا این همه خون به گردن داریم؟»


«ظلم به حیوانات نه تنها درد و رنج موجودات بی‌گناه را به همراه دارد، بلکه نشان‌دهنده‌ی تاریک‌ترین زوایای روح انسان است—انکاری که هیچ تمدنی نمی‌تواند آن را توجیه کند.»

حیوان آزاری در اروپا
حیوان آزاری در اروپا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا